عاشق

سلام....

مهدیار یه مدته حرف دهنش شده.... من تو رو خیلی دوست دارم.... تو همسر من باش... و از اینجور حرفا....

بهم میگه: دختر!!! خیلی خوشگلیا.... خلاصه زبونی میریزه واسه من دل نازک....

دیروز یه ساعتی با کامپیوتر بازی کرد. بهش گفتم زیاد نشستی پاشو برو با اسباب بازیهات بازی کن... دیگه نشین.... اومده میگه کارتون ببینم؟... گفتم نه فقط اسباب بازی.... رفت و اومد و نشست رو پام و گفت: من با تو خیلی عاشق شدم مامان..... بغلش کردم و بوسش کردم و بعد گفت که حالا که با تو عاشقم چی؟؟؟ حالا کارتون ببینمخنده...

کل خانواده در سرماخوردگی خفنی بسر می بریمسبز... مواظب سلامتی تون باشینقلب

مهدیار ماکارونی خورده

فعلابای بای

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
ناهید

ای جان . بجه با لپاش ماکارونی خورده [قلب] خب راست میگه بچه ! بالاخره وقتی عاشقته باید تاوانشو پس بدی دیگه [نیشخند]

علی

سلام اولندش خوب نیست حال مردومو بگیری(وبلاگ افکارانه) گیرم کپی پیس کرده بچه خوبه یکی به بچت گیر بده؟ دومندش خدا برات ببخشه مواظب بچه باش سرماخوردگی در کل خوبه ولی مثل مهمونه که خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود

رازقي

چقد شيرينه اين مهديار خدا نگهش داره براتون

سوری مامان عسل

سلام خانومي. انشالله حالتون زود زود خوب بشه. راستش من و عسل هم دوباره و دوباره مريض شديم. ديگه از دست اين سرماخوردگي مسخره خسته شدم. روي ماه مهديار عاشق مامانش رو ببوس[ماچ][بغل]

سارا

امان از زبون این فسقلی ها این بچه هم می دونه عاشقی مفتی نمیشه یه دنیا ببوسش[ماچ]

بهار

سهلامممممممممممم وای من چقد شرمنده ام نمی دونستم تولدتونه تولدتون مبارک راستی از اینکه به وبلاگمون سر زدین ممنون اتفاقا عکسای مهدیار رو به امین نشون دادم بچه انقده ذوق کرده میگه انشااله ساله دیگه این موقع بچه خودمون [تعجب] میبینی به خدا من چی می کشم از دستش.؟