کاردستی

سلام....

 

× با هر کی میخواد دوست شه... اول می پرسه سلام  ... اسم مامانت چیه؟متفکر... ( البته میدونم چرا اسم مامانم طرف رو می پرسه... چون میخواد بگه: مامان! حالا که ما اسم مامان اینا رو بلدیم بریم خونشونخنده.... چون میگه بریم خونه دوستم؟ من میگم نه منکه مامانش رو نمی شناسم !!!)

 

× مهدیار از اول برای آرایشگاه رفتن و مو کوتاه کردن ترس داشت و با گریه می رفت.... تازه دو سری شده که به خاطر طوطی یه آرایشگاهی که دم خونمونه ترسش ریخته و میره..... طبق معمول داشت گریه میکرد که من نمیرم آرایشگاه.... منم گفتم من اصلا پسر با موهای به این بلندی دوست ندارم.... و مثلا باهاش قهر کردم.... رفته اومده و میگه بیا نیگام کن ببین پسر با موهای اینجوری دوست داری یا نه؟قلب

 

× از مدرسه برگشته و با ذوق میگه مامان بیا ببین برات چی درست کردم....

هم تسبیحه که باهاش صلوات بفرستی.... و هم انگوله است که میتونی بندازی دستتبغلمیدونه مامانش عاشق زلم زیمبویهخنده

فعلابای بای

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

[خنده] بچم راست می گه اسم مامانش را بدونی باید ببریش خونشون دیگه[نیشخند] انگوله هم خیلی قشنگ بود [نیشخند] این پسر با نمک را از طرف من اول حسابی بچلونش بعد هم حسابی بوس بوسیش کن [بغل][ماچ]

لیلی مامان یونا

چه جالب یونا هم همیشه از من میپرسه که با مامان دوستاش دوست هستم یا نه ؟و اگه بگم اره سریع میگه پس بگو بیان خونمون یا با هم بریم بیرون.وروجکامون روابط اجتماعیشون قویه [چشمک] کاردستیشو خداااا این که آخره خلاقیته تسبیح انگوله [خنده][قهقهه]

سحر

گل پسرچه خوش تیبی ماشالله.ایشالله صدساله شی[گل][قلب][ماچ]

زهرا

سلام ای جان چه خوشگل وبا سلیقه درست کرده هزار آفرین[دست] مامان ثمانه شمارو با افتخار لینک کردیم خیلی دوست داریم شما هم ما رو لینک کنید من که هروقت کامپیوترو روشن میکنم اول به وبلاگ شما سر میزنم و بی صبرانه منتظر پست های با مزتون هستم درمورد عکس هم دوست دارم بزارم ولی حجم عکسام زیاده نمیشه[افسوس]

maju

[قهقهه] [قلب][قلب][قلب] [بغل]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم دستش درد نکنه با این انگوله ای که برایت ساخته. باباجونش یاد بگیره که چقدر پسر با محبتی داره و اینقدر به فکر مامانش هست.[چشمک]

شایلین

وبلاگت با داشتن عکس خیلی قشنگتر میه. از طرف من بچتو ببوس