اومدیم

سلام....

ما بالاخره و با غرغرهای شدید بابایی مبنی بر تنها بودن و حوصله سر رفتن شدید بعد از 15 روز برگشتیمخنده... هر چند که مامان اینها میگفتن یه 10 روز دیگه هم بمون مگه چی میشهاز خود راضی...

سفر خیلی خوبی بود.... یه روز نیشابور رفتیم..... 4 روز تربت حیدریه.... و بقیه اش رو مشهد بودیم.... عکسا هنوز روی دوربینه.. ایشالا تو پست بعدی عکساشو میزارم.....

وای که چقدر حرم شلوغ بود خدا..... تمام دنیا انگاری ریخته بودن توی حرم.... خوش به حال امام رضا (ع) با این همه عاشق.... آدم حسودیش میشهناراحت 

 

این یه عکس از دراکولا شدن مهدیار... که حسابی کیف میکنه که میتونه منو بترسونهخنده

فعلابای بای

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم رسیدن به خیر. خوشحالم که بهت خوش گذشت. [قلب]

سحر

سلام.رسیدن به خیر.زیارت قبول.چرا پسرتون اینقدر سیاه شده؟؟؟؟[گل][ماچ][قلب] [قلب][ماچ][ماچ] [گل][قلب][ماچ]

مرد كوچك من

سلام عزيزم رسيدن بخير منم الان به شما حسوديم شد كه اين همه مشهد موندين [ماچ]

مامان هانا

عزیزم باز که گفتی دراکولا [قهر]

مامان هانا

وااای متاسفم که غرغرهای بابایی شما رو اینقد با عجله راهی خونه کرده ها مردا همینن دیگه [نیشخند] راست میگی ها فقط 15 روز . اخی [چشمک]چه کم !!!!!!!!!!!

مامان هانا

زیارت قبول اول ازهمه . کاش اونجا برای یه لحظه هم که شده یادی از من کرده باشی . کاش این سعادت رو داشته بوده باشم!!!!!

سوده

خوش بحالتون که زیارت مشهد نصیبتون میشه هروقت که رفتین از امام رضا بخواین مارو دعوت کنه من پیام ها رو که خوندم دیدم همه مادرین خدا مادرا رو خیلی دوست داره دعا کنید برای یه مادر بیمار تا سلامتیش و بدست بیاره خدا دعای مادرارو مستجاب میکنه مامان ثمانه گل پسرت و ببوس[لبخند]

مامان پارمیدا

خوش تشریف آوردین!!! رسیدن بخیر. پارمیدا 4 تا دندون نداره! اگه بخواد خودشو این شکلی کنه ممکنه من واقعا بترسم!!!!!!

مامان امیر حسین

با سلام وبلاگ زیبایی دارین خوشحال میشیم به کلبه کوچیک امیر حسین هم یه سری بزنید و با نظرات زیباتون خاطره ای برای امیر حسین به جا بزارین من شما رو با افتخار لینک کردم باز هم خوشحال میشیم شما هم مارا به جمع دوستان خود اضافه کنید تا در آینده دوستهای خوبی برای همدیگه باشند با تشکر از شما [گل][گل][گل][گل][گل]