مدرسه

سلام...

شکر خدا شکر خدا مهدیار امسال صبح ها زود و با رویی خوش بیدار میشه.... پارسال یه روزایی تا حد جنون منو میرسوند و عصبانیم میکرد و تا مدرسه دعواش میکردم و اغلب هم دیر میرسید..... هم اعصاب من خرد و هم روحیه خودش برای شروع کلاسها بد... البته پارسال هم زود بیدار میشد، این بچه همیشه سحرخیزه. مشکلی با بیدار شدنش ندارم .اما دیر آماده میشد... یه ساعت مسواک زدنش رو طول میداد... خلاصه که مصیبتی بوذ پارسال!!! امسال شکر خدا فعلا که از این بازیها در نیاورده...( البته اگه الان چشمش نزنم نیشخند)....

امسال 2 ساعت دیرتر از پارسال تعطیل میشن.... همینکه میاد خونه خیلی ابراز دل تنگی میکنه.... و صد البته خیلی گرسنهلبخند

سوالهای مهدیار راجع به مرگ و زندگی تمومی نداره.... هزار جور سوال ... سوالهایی که بعضیهاشو هیچ جوابی براشون ندارم و مدام هم میگه دوست ندارم پیر شین... خدا نکنه که شما بمیرین و من تنها باشم... یه مربی فلسفه کودک پیدا کردم که قراره با هم وقت بزاریم برای سوالهای مهدیار و جواب سوالهایی رو که من نمی دونم ایشون بهم کمک کنن....

 

توی پست قبلیم نوشته بودم مدرسه مهدیار رو عوض کردیم. یه خانم معلم نازنین زحمت کشیده بودن و برام نوشته بودن حواست یه مدت به بچه ات باشه که این جابجایی براش سنگینه! دو روز بعد نوشته ایشون، مهدیار با گریه اومد و گفت هیچ کس باهام دوست نمیشه و من میخوام برم پیش دوستای خودم.... وضعی درست شده بود برام... پیش معلمشون که رفتم تا در اینباره صحبت کنم.... فرمودند پسر شما بسیار منزوی و از جمع گریزن... و تمام وقتهایی که بهشون میدم تا با بغل دستیشون حرف بزنن و همو بشناسن، خودشو مشغول نقاشی کشیدن میکنه وحاضر نیست ارتباط برقرار کنه!!!! خیلی برام عجیب بود شنیدن این حرفها راجع به مهدیار!!! چون مهدیار اصولا بچه خجالتی ای نیست و به راحتی با همه حرف میزنه و خیلی زود ارتباط برقرار میکنه... که به فکرم رسید برم از همون خانوم معلمماچ  دوباره راهنمایی بگیرم ... ایشون هم برام وقت گذاشتن و جواب سوالم رو دادن... الان دارم طبق گفته ایشون جلو میرم.... فعلا که غریبی نمیکنه و یا در موردش حرف نمیزنه  و تونسته اسم سه تا از بچه های کلاس رو یاد بگیرهتشویق.... معلمشون هم به گروههای سه نفره تقسیمشون کرده که روی موضوعاتی کار کنن و نتیجه گروه مهدیار اینا رو هم مهدیار باید توی کلاس بگه.... امیدوارم که زودی ارتباطی که میخواد رو برقرار کنه و آروم بگیرهقلب

گوش شیطون کر این یه هفته مشقاش رو هم خوب و تند و بدون اشتباه نوشته و هنوز اعصاب خرد کنی ای برای درساش راه ننداخته!!!! شایدم چون دوره کلاس اوله فعلا براش آسونه و راحت انجام میدهمتفکر.

فعلابای بای

/ 5 نظر / 11 بازدید
مریم مامان سروش

ایشالله که زود زود دوستای خوبی پیدا کنه. بدون دوست توی مدرسه واقعاً سخت میگذره.

بهانه

سلام ثمانه جون . مرسي از احوالپرسيت عزيزم . خداروشكر كمي بهترم [ماچ] اميدوارم مهديار عزيزم روز به روز بهتر و بهتر بشه تا ديگه دغدغه درس و مشقش رو نداشته باشي. از طرف من ببوسش[گل]

مرد كوچك من

سلام ثمانه جون خب تغيير مدرسه يه اتفاق بزرگ تو زندگي بچه‌هاست و فك نميكنم ربطي به خجالتي بودن يا نبودنشون داشته باشه و بيشتر عدم راحتي با دوستاي قبلي باعث بروز اين حالت ميشه كه فك ميكنم گذري و موقيته اميدوارم كه سال حصيلي خوبي داشته باشم مهديار عزيزم[ماچ]

مامان ایلیا

ای جونم چه دلواپسی داره کارردرستی میکنی که برا سوالاش پیگیری میکنی خیلی خوبه