نفس ثمانه

سلام...

*مهدیار جدیدا بعد از ظهر ها نمی خوابه و قول میده که ساکت باشه تا ما بخوابیم... بماند که از ١٠ قولش فقط می تونه به یکیش پایبند باشهخنده....

همیشه سر و صدا می کنه و نمیزاره بخوابیم.... ولی امروز ظهر خیلی ساکت بود و فقط یواش اومده بیدارم کرده که مامان... مامان.... میگم جانم... میگه اگه فیلم من تموم شد... صدام بزن بیام برات قصه بخونم تا بخوابی.... گفتم خوب الان بیا بخون ... میگه نه هنوز کارتون دارم می بینم... هر وقت تموم شد بگو بیام... گفتم خوب کی تموم میشه؟... گفت هنوز زیاد تا ازش مونده.... حالا منو میگی هم کفرم گرفته و هم خندم گرفته که پس چرا بیدارم کرده.........متفکر

* یه مدته به اعداد خیلی علاقه نشون میده... ساعت رو با گفتن جای عقربه بزرگه و عقربه کوچیکه برام میگه... مرتب دو سه تا عدد میگه و میزارشون پیش هم  و میپرسه اینا با هم دیگه چند میشن.... جالبترینشون این بود که اومد پرسید... ١ و ٨ و ٠ میشه چند و منم گفتم : میشه ١٨٠..... فورا پرید پایین و یه حرکت ژیمناستیکی برام رفت و پاهاشو باز کرد و گفت: اشتباه کردی... ١٨٠ میشه پاهام من....خنده

* یعد از یه مدت بدو بدو که حسابی هم عرق کرده بود... اومد نشست روی پام... گفتم: اینقدر دویدی که سرت و موهات بوی بد میده....  رفت دستشویی و برگشت، دیدم رفته موهاشو توی دستشویی خیس کرده کامل ... میگه مامان سرمو بو کن... الان دیگه بوی بد نمیده... شستم بوی گل میده.... (باز دو تا حس پرم کرد.... هم خوشحال شدم از کارش و هم ناراحت شدم که چرا بهش گفتم بو میدی بهش برخورده احتمالا).... بغل

فعلابای بای

/ 10 نظر / 16 بازدید
فیروزه

[قلب]

اكرم

اي جانم به پسر شيرين و شيطون و جيگر[ماچ] هميشه از خوندن كارهاي مهدياري كلي كيفور ميشم...

hotamo

[خنده][قهقهه][گریه][گل][قلب]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم عجب با محبته . نمیخواد که احساس تنهایی کنی که مامانت نیستند برایت کتاب بخونند. خودش یک تنه همه وظایف رو به عهده گرفته.[قلب][خنده]

سارا

[ماچ][بغل][ماچ] چقدر خوب همه را می نویسی چند سال دیگه کلی لذت می برید هر دوتون[قلب]

مزدا و مهراد

سلام درسته كه من و مهراد يه مدتي مي‌شه كه به دوستامون سر نزديم، اما تبريك گفتن عيد از اون كارهاست كه نمي‌شه در اين مورد تنبلي كرد. پس از همين حالا عيد رو بهتون تبريك مي گيم و آرزو مي‌كنيم در ايام عيد، قلك‌هاتون پر عيدي بشه.

پارمیدا

خب میدونی تو منظوری نداشتی از اینکه بهش گفتی بو میدی اما بچه ها دقیق اند و ممکنه ناراحت شن و ببین ما چقدر باید حواسمون جمع باشه!!! پیشاپیش سال نو مبارک.[قلب]

مامان پارسا پگاه

دوست خوبم امیدوارم عید با بوسه هاش بهار با گلهاش و سال نو با امیدهاش برای شما و عزیزانتون مبارک باشه[ماچ][گل]

فیروزه

ثمااااااااااااان پیشاپیش سال نو مبارک ... ایشالا سال خیلی خوبی برای شما و آقا پدر و مهدیار خان باشه [قلب]