4 اسفند

سلام...

داشت نون میخورد که یه دفعه زبونش رو گاز گرفت... کلی گریه کرد و گفت مگه من کورم چرا اینجوری میکنمگریه

یه مدته که میگه اگه من چی به خدا بگم خدا یه نی نی تو دل تو میزاره!!! چرا من دو تا داداش ندارم.؟؟؟ من دوست ندارم تو خونه تنهایی بازی کنم....

دیروز بردمش شهر بادی.... یه بچه 10 ماهه هم اونجا بود... اینقدر دور بچه می چرخید... تابش میداد.... دستشو میگرفت و راهش میبرد....

همیشه دلم براش میسوخته و مدت دو سال هم بود که به بابایی التماس میکردم واسه بچه دوم....همیشه هم سرسختانه مقاومت میکرد.... الان دو روزه بابایی میگه  اگه واقعا میخوای من حرفی ندارم . اما به تمام مشکلاتش فکر کن.... خوب که فکر میکنم میبینم راست میگه خیلی سخته.... من بچه دوم رو. فقط برای مهدیار میخوام که تنها نباشه.... خلاصه که بدجور توی شکمنگران

فعلابای بای

 

/ 9 نظر / 14 بازدید
sahar

شایدحق با مهدیارجون باشه.نبایداونواز داشتن خواهر یا برادرمحروم کنید[گل][چشمک]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم واقعا اگه تصمیم داری زمان رو از دست نده که اختلاف سنشون بیشتر نشه. موفق باشی.[قلب]

ناهید

عزیزم هر موقع که به لحاظ روحی آمادگی اش رو داشتی اقدام کن [لبخند]

مامان هانا

هانا هم میگه مامان نمی دونم چرا تازگیا هرچی ارزو می کنم براورده نمیشه [سوال]برمیگرده میگه مامان بذار هر وقت من رفتم مدرسه تا کارامو خودم بتونم انجام بدم یه خواهر برام بیار تا با هم کارامونو انجام بدیم.ولـــــــــــــــــــی من استرس[وحشتناک]

مرد كوچك من

موضوع مورد تريد شما خيلي وقته كه منو هم به شك واداشته ثمانه جون بچه دوم رو فقط به خاطر بچه اول ميخوايم فارغ از تمام گرفتاري‌هايي كه دست و پا گيره تو اين اوضاع شايد بهتر باشه بيشتر براشون وقت بذاريم[ماچ]

سارا

الان نظرش اینه ولی مطمئن باش بزرگ بشه شدیدا از این پیشنهاد پشیمون میشه تجربه دارم که می گم ها [چشمک]

لیلی مامان یونا

قربونش بشم که زبونش رو گاز گرفته ... راستش بچه دوم بعد از دنیا اومدن فکر نکنم براش اونقدرا جالب باشه و یه جورایی با تقسیم محبت پدر و مادر براش بد هم میشه ولی اگه خودتون دوست دارید نذار اختلاف سنشون بیشتر شه

کیمیا

چرا نگرانی.روزیه بچه ها رو خدا می رسونه.اگه می تونی خوب تربیتش کنی حتما دس به کار شو.