Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers قزوین و همدان - این نفس من بیده!!

سلام....

 

هفته پیش مامان و بابام به همراه داداشم اومدن خونمون و جاتون خالی  یه سفر غیر منتظره برامون تدارک دیدن به سمت قزوین و همدان که خیلی خوش گذشتتشویق... ولی چون مرخصی بابایی ما کم بود زودی برگشتیم....

آب و هوای عالی، روستاهای سر سبز، و از همه مهمتر اذیت نشدن مهدیار در طول راه یه سفر خاطره انگیز برامون بوجود آورد...

از راه و جاده قلعه الموت هر چی بگم بازم کمه... اینقدر مسیر طولانی و پر پیچ و خمی داره که حد نداشت... اول جاده از یکی پرسیدیم که چند کیلومتره تا قلعه که گفت:(۶۵  کیلومتر ... من خودم نرفتم ولی میگن جای قشنگیه).... ماهم راه افتادیم و دقیقا به مسافت های ۴٠ کیلومتری تابلو زده بودند که ۶۵ کیلومترخنده.... باور کنید ما ۵٠ تا تابلو رد کردیم که رو همش نوشته بود ۶۵ کیلومتر تعجب... شاید نزدیک به ۶ تا ٧ ساعت تو راه بودیم تا  بالاخره به قلعه الموت رسیدیم... شب هم خونه یکی از اهالی روستا موندیم....

روز بعد دریاچه اوان رفتیم و تا عصر اونجا بودیم... جای خیلی دنج و زیباییه...  بقیه مسیرمون رو ادامه دادیم تا به یه جایی رسیدیم که پر تمشک بود و حسابی دلی از عزا در آوردیم...

بفرمایید اینم سهمی شماماچ

 و بعد دوباره طی مسیر تا سر شب که به شهر آوج رسیدیم و شب رو تو یکی از مدارس موندیم.....

روز بعد هم به طرف غار علیصدر رفتیم.... عجب غاریه... واقعا دیدینیه .... اینجاست که باید گفت: (وتبارک الله و الاحسن الخالقین)تشویق... یه دور ۴٠ دقیقه ای با قایق تو غار زدیم و  کلی هم عکس گرفتیم ولی چون تاریک بود عکسای جالبی از کار در نیومد و عصرشم یه دوری تو شهر همدان زدیم و شب رو در مهمانخانه ی بنیاد مسکن موندیم که کلی تجهیز و جینگول بود... روز بعد هم حرکت به سمت تهران عزیز....چشمک

این وسط یه شیطنت هم کردم و مریم پاییزی(سارا) عزیزم رو اذیت کردمزبان... ببخشید نازنینم ماچ ولی از شنیدن دوباره صدات کلی کیف کردمماچ... ایشالا یه بار دیگه از نزدیک ببینمت...قلب

مهدیار در بالای روستای خشکچال اطراف قلعه الموت

مهدیار کنار دریاچه اوان در قزوین

مهدیار و مزار ابوعلی سینا

مهدیار در کنار آبشار نزدیک گنجنامه همدان

فعلابای بای قلب

 



موضوعات مرتبط: خودمونی

تاريخ : جمعه ۱۸ امرداد ۱۳۸٧ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()