Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers خبراته ه - این نفس من بیده!!

سلام عزیزای دل خاله...خوبین؟

خوب خدا رو شکر... ما هم خوبیم... دو تا از امتحانا رد شد و مونده شیش تای دیگه...

    مهدیارعسلی هم خوبه و مشغول ورجه ورجه کردن.... جدا آدم فکر نمی کنه که یه بچه ۱۹ ماهه اینقدر بفهمه هااا... خدایا شکرت، همین جوری بی دلیل

    شعر ( یه روز یه آقا خرگوشه ) رو موقع مسواک زدن براش میخوندم اونروز دیدم داره آخراشو با من تکرار میکنه

    یه دفعه هم دیر از خواب بیدار شد و دیر صبحانه خورد درنتیجه سر وقت همیشه نمی خواستم  بهش ناهار بدم.... حالا اومده به زور دستم و میکشه و میبره طرف آشپزخونه...گفتم مامانی امروز یه خورده دیر تر بهت ناهار میدم الان صبحانه خوردی... برگشت یه اخمی بهم کرد و رفت یه قابلمه از تو کابینت در آورد گذاشت رو گاز و پیچ گاز رو هم پیچوند بعد با اعتماد به نفس کامل برگشت نیگام کرد... که یعنی تو پا نمی شی نشو، منت نمی کشم خودم بلدم ... منم اینطوری   بعد هم کلی با بابایی خندیدیم...

    بوس رو به طور درست و حسابی یاد گرفته و علاوه بر اینکه هی دم به دقیقه میاد و لباشو غنچه میکنه و بهمون میگه بووس...حالا یقه من یا باباشو هم میگیره میارمون به طرف همدیگه و میگه بووس...   ما هم که خجالتی

    نمیدونم از کی و کجا یاد گرفته که بوس می فرسته

    قبلا میگفت: آب بده... حالا میگه: آب بیار...  قلدر خان

     یه دفعه غر زدم و گفتم: ای بابا... برگشته رو به من میگه: بی بابابا

    صداش هم میزنیم بلند میگه: بَـــــــیی

    موقعی که جیش میکنه تا شلوارشو در میارم که عوض کنم دو طرف لباسشو میکشه پایین ... این حیاش منو کشته  

گفته بودم که دیگه عکس نمیزارم... ولی این چند تا رو به نظرم اومد که بدک نیست ببینید

   جانماز پهنه ولی رفته پشت به قبله داره نماز میخونه.... دستاشو چه مدل مردونه گذاشته

 

   اینجا هم شب یلداست.... که گذر زمان اتفاق افتاد و ما مهدیار ۸۰ ساله رو اون شب دیدیم  

 

  این شیخ پشم الدین هم که با اون شیکمش معرف حضور هست که نه؟ .... ولی چه خوش ریشم هست بچم  

 

 شاد باشیــــــــــــد    

فعلا 



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()