Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers هستيم خدمتتون - این نفس من بیده!!

سلام

باز نزدیکای امتحانا شد و خود به خود نت گردی کم رنگ بخشید منو

ما خوبیم و در سلامتی کامل به سر میبریم هوو!

خدا رو شکر اینجوری که فکر میکردم و شنیده بودم واکسن ۱۸ ماهگی سخت نبود، ممنون از مامانی وروجک عزیز که حسابی راهنماییم کرد که درد واکسنش کمتر شه...مرسی عزیزم  

فقط یه وقتایی که پاشو تکون میداد هی میگفت: آ آ آی ی... و یه تب کوچولو که با استامینوفن کنترل شد... دکتر مهدیار براش روی داده میگه این مدت تو بیمارستان ضعیف شده بخوره بهتره و برا رشد مو و لطافت پوشتشم خوبه... (اونایی که بچه ها تون کم مویه... بشتابید برای رشد موشون روی بخرید  )

طفلی مهدیار از مهرماه هیچی وزن اضافه نکرده .... ولی قدش ماشالا بلندتر شده

این پسملی ما عادت کرده موقع شیر خوردن یه چیزی تو بغلش بگیره که اکثرا عروسک بغل میکنه ولی جدیدا به چیزای جالبی رو آورده مثل: امروز کیسه موزی که بابایی خریده بود رو با هن و هین کشیده آورده بغلش تا شیر بخوره... یه دفعه مدادنوکی با یه ماهی تابه، و در جالبترین اقدامش اتو رو بغل زده بود حالا اتو هم یخ هی میچسبونه به شکم من جیغمو در اورده بود... شیر با اعمال شاقه

فعلا

پ.ن۱: چرا وب غنچه باز نمیشه؟

پ.ن۲: وای که وقتی فهمیدم مامان و بابای آرین (روحش شاد) دوباره نی نی دار شدن چقدر براشون خوشحال شدم... خدایا شکرت

پ.ن۳:این وبلاگ مهدیس که اسمش تو لینکامه....یه سر بزنید نمیدونید چه بچه شیرین زبونیه...منکه هر وقت رفتم تا یه مدت به حرفاش خندیدم.... آشنای من نیستن.... خودمم از وب بهانه باهاشون آشنا شدم... خیلی نانازه

دوباره فعلا    



موضوعات مرتبط:

تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٦ | ۱:٤٢ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()