Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers غرغر و يک خبر خوش - این نفس من بیده!!

سلام

  نمیدونم من واسه مهدیار سخت گیری میکنم یا نه؟ دلم میخواست بزارم بچه تا جایی که می تونه البته تا جایی که به خودش آسیب نزنه بازی کنه وشلوغ کاری... ولی الان میبینم تا طرف تلفن میره داد میزنم مهدیار دست نه .... طرف تلویزیون و رو شن خاموش کردن اون صدام در میاد که مهدیار دست نه .... طرف فندک گاز، مهدیار دست نه.... طرف سیم برق، مهدیار دست نه.... طرف اتو، مهدیار دست نه.... طرف کتابخونه، مهدیاردست نه....و هزار چیز دیگه ..... بچم دیگه هر طرف میچرخه خودش میگه دست نه نه نه... همسایه مامانم اینا یه بچه دو ماه کوچیکتر از مهدیار داره که دیوار راست رو میره بالا... مامانم گفته ماشالا چقدر بچه شما پر جنب و جوشه مهدیار که اصلا از این کارا نمی کنه... همسایه هم برگشته گفته حتما دخترتون خیلی محدود کرده بچشو من که گذاشتم حسابی راحت باشه و هر کاری دلش بخواد بکنه...  حالا نمی دونم اون راست میگه و من مهدیار رو محدود کردم که اصلا ورجه ورجه در حد بچه یک سال و پنج ماهه نداره....

  هر طرف خونه هم که برم  پشت سرمه، اصلا بعضی مواقع خستم میکنه که این قدر چسبیده به منه و مجبور میشم سرش غر بزنم ولی بازم میاد تو بغل منو گریه میکنه یه وابستگی خیلی شدید... باباش اون روز می گفت خوب مهدیار منم ادمم هاااا .... یکم بیا پیش من... ولی اصلا انگار نه انگار...

   تو اون کتابه که تو پست قبلی نوشتم. گفته بچه رو با اسباب بازیهاش بزارید بازی کنه ببینید چقدر تحمل بازی یک نفره رو داره تایم بگیرید و بعد کمکش کنید که زمانش بیشتر بشه... ولی مهدیار تمام اسباب بازیهاشو میریزه تو دامن من که من باهاشون بازی کنم و اون نیگا کنه....فکر کنم بران زمانم می گیره....  حتی بازی رو هم اینجوری دوست داره که تماشا  کنه کس دیگه ای بازی میکنه و بعد اون لذت ببره... هر چی پر صدا و  شلوغتر بازی کنی اونم بیشتر کیف میکنه.. البته اگه مثلا همه با هم تصادف کنن و بهم بخورن که دیگه اوج لذتشه و تا صبح ولت نمیکنه و باید دویست بار این حرکت رو براش انجام بدی.

فعلا

پ.ن: شکر خدا نی نی ارکا جون هم ۵ شنبه گذشته دنیا اومده.... یه دخمل ناز و تپل... دیشب باهاش حرف زدم که گفت حال هر دو تاشون خوبه



موضوعات مرتبط:

تاريخ : سه‌شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٦ | ٦:٠۱ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()