Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers نانازی من - این نفس من بیده!!

سلام ... روزه و نمازاتون قبول ...

 مهدیار هم همچنان مشغول آتیش سوزوندنه یه سری اومد پیشم دراز بکشه و شیر بخوره  سرش خورد تو دماغم... دستم و گذاشتم رو دماغم و گفتم: آی آی آی درد گرفت. اومده دستمو بر  میداره و دوباره سرشو میکوبه و هر هر میخنده.

 حرف زدنش بیشتر شبیه آهنگ کلماته تا خود کلمات و درکشون برام سخته البته یه جاهای میفهمم که چی میخواد ولی درکل خیلی ارتباط برقرار کردنش خوب نیس...اله له لا بده رئ تو دا بشه ششه نی.... طرز حرف زدنشه

 صداهای هاپو، پیشی، مرغ، خروس، گاو، بز، ببعی، جوجو، و ماشین رو هم یاد گرفته ولی همشون تک سیلابی ادا میشن... به قول عمش میشه یه سریال راز بقا ازش بسازیم

 تا صدای ریخته شدن برنج یا نخود لوبیا تو قابلمه رو میشنوه پرواز میکنه و خودشو میرسونه و این قدر داد و بیداد میکنه که  بشینم با اونا بازی کنه... و تا قابلمه رو بزارم  روی گاز دیگه هیچی آویزونم میشه و به به   به به میکنه...  که بغلش کنم  تو قابلمه رو نیگا کنه و مرتب هم میگه:هووم به به به.... هووم به به  همراه با قورت دادن آب دهن... ولی پخته که بشه باید با کلی شکلک و ادا و اطوار چند لقمه بریزیم تو دهنش.... تا الان اشتهای خوبی داشته ولی یه مدتی هست که بد غذا شده

 یه مدتی هم هست که از نماز خوندن خوشش اومده و میگه: اپر (الله اکبر ) ...بعضی وقتا هم بزور بلندمون میکنه و میگه اپر اپر بدو بدو میره سجاده رو رو زمین میکشه و میاره...  خوش هم سجده ورکوع و قامت بستن رو ازمون تقلید میکنه

فعلا

شبهای قدر ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید...   التماس دعا



موضوعات مرتبط:

تاريخ : یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸٦ | ۳:٠٦ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()