Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers ماه مهر - این نفس من بیده!!

ای جونم فکر کنم همگی عاشق اول مهر و روزای مدرسه رفتنمون هستیم. البته اون موقع که میرفتیم دلمون میخواست زودی تموم شه ولی الانه دلمون واس اون روزا  تنگ شده.

فردا هم یعنی دوم مهر هشتمین سالگرد ازدواج من و باباییه و وارد نهمین سال میشیم... میگم اگه همون موقع بچه دار میشدیم الان مهدیار کلاس سوم دبستان بودااااا.

همسر گلم دوستت دارم و امیدوارم روزای بدون تو رو هیچ وقت تجربه نکنم و همیشه سایه ات بالا سر من و مهدیار عسلی باشه... دنیا دنیا آرامش با بیمه پارسیان... اوه ه ه ه  نه ببخشید اشتباه شد دنیا دنیا آرامش از بودن کنار تو نصیبم شده ... دوستت دارم و آرزوی پیشرفت هر روزه برات دارم.  

وقتی مهدیار داد میزنه بهش میگم: هیس هیس.... چند وقت پیش سرش داد زدم اومده دستشو کرده توی دماغش و بهم میگه:هیش

خیلی فشار دادن فندک گاز رو دوست داره و همش هم میشنوه: نه نه نه... حالا یه دفعه که کار داشتم و این فندکه گاز رو روشن نمی کرد و مجبور بودم محکم فشار بدم اومده بهم میگه: نه نه نه

کف دستاشو میاره بالا و میگه: نییش(نیست)... یه دفعه گرفتم کف  دو تا دستاشو بوسیدم. برگشته کف پاشو آورده بالا و گفت ماما ... که یعنی اینم ببوس.

موقع بازی هم مرتب با خودش میگه: اییی، دو، سی... ( یک، دو، سه )

در هر چیزی رو که نتونه باز کنه با فشار میگه: ایی ایی ایی ... سر افطار در شیشه مربا باز نمیشد و داشتم با فشار این ور و اون ورش می کردم و در همین حین هم مهدیار ایی ایی اییش رو می گفت

فعلا



موضوعات مرتبط:

تاريخ : یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸٦ | ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()