Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers درهمه... - این نفس من بیده!!

سلام

ما یه دفعه خواستیم این بچه رو بی کالسکه جایی ببریم که به شکر خوردن افتادیم... چون برای تمام موتوریها وایستاد و دونه دونه مغازه ها رو نیگا کرد و نی نی که میدید دنبالشون راه می افتاد و از همه بدتر پیشی بود که دیگه هیچی... .

یه دفعه هم سر کوچه دو سه تا کر و لال ایستاده بودن و با حرکات دستشون با هم حرف میزدن مهدیار هم فکر کرده بود واسه اون دست تکون میدن اول که یه خورده ای بر و بر نیگاشون کرد و بعد هم رفت جلو براشون دست تکون داد حالا هر کار میکنیم از کنارشون جم نمی خوره و هر چی میکشیم انگار نه انگار .‌آخر سری مجبور شدم برم وسط سه تایی شون و بغلش کنم بیارمش.

نمی دونم مهدیار معنی پی پی رو میفهمه یا نه . چون هر وقت کارشو میکنه میاد پیش من و میگه پی پی...اَه اَه اَه ... . جالبه هر چی رو هم که بگیم نه نخور میگه پی پی؟ (سوالی هم میپرسه).

۶ شهریور هم عروسی عمو کامران مهدیاره. و ما دوباره یه سفر مشهد داریم جونمیییییی.

با بقال کوچمون آنچنان صمیمی شده که قراره حرف زدن که یاد گرفت بره وردستشون شاگردی. منم عاشق خواربار فروشی ام اونوقت بساط من هر روز اونجا پهنه.فعلا که هر بار میریم اونجا اقا یه خرجی رو دستمون دارن.

فعلا

خدا رو شکر نی نی لولی جونم هم دنیا اومد.... لولی جون هزار بار تبریک میگم. ایشالا خوش قدم باشه



موضوعات مرتبط:

تاريخ : سه‌شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٦ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()