Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers ماسال - این نفس من بیده!!

سلام...

سلام دوستای گلم. خوبید؟ خوشید؟ نی نی گولوهاتون خوبن؟ الهی شکر

چقدر تابستون امسال زود گذشت... باورم نمیشه یه ماه دیگه باز ماراتن درس و مدرسه شروع میشهکلافه

مامانم اینا سه هفته ای اومدن و مهمونمون بودن... خیلی خوب بود و خوش گذشت ....

تو این مدت یه سفر چهار روزه رفتیم ماسال و بندر انزلی( البته درسترش میشه سنگاچین).... خیلی قشنگ بود و خیلی روحیه بده... مخصوصا ییلاقات ماسال....

اونجا ( ییلاق ماسال= اولبسنگلاه) به جای خونه و سوییت، کلبه اجاره میدن... یه کلبه چوبی توی یه دشت سبز که پر حیوانهای اهلی بود. مهدیار که کلی کیف کرد. اینقدر دنبال مرغ و خروس و اردک رفت و به گاو و گوساله علف داد که حد نداشت... بابایی میگفت امشب مهدیار بیشتر از کل سال تحصیلیش که علوم خونده بود از حیوونها شناخت پیدا کردخنده... توی کلبه هیچ امکانات دنیای امروزی نبود... نه تلویزیون نه رادیو حتی موبایل هم آنتن نمیداد...  یه شب رو همگی دور هم بدون هیچ وسیله مزاحم، بدون صدای ماشین، کنار آتیش ، زیر آسمون پر ستاره شام خوردیم.... خیلی تجربه قشنگی بودقلب

صبح هم صاحبخونه برامون تخم مرغ و شیر تازه آورد جاتون خالی.. زبان

امیدوارم اونایی که نرفتن بتونن وقت بزارن و برن.... خیلی می ارزهچشمک

عکساشم میام تو چند روز آینده به این پست اضافه میکنم.

بعد اونجا هم دو شب سنگاچین بودیم... دوازده کیلومتری بندر انزلی.... ساحل آروم و دریای پاک.... آب تنی اونجا هم خیلی چسبیدبغل

و بعد برگشتیم به دامن پر دود و سر و صدای شهر خودمون و دوباره برنامه ها از سر گرفته شد و کار و کلاس و زندگیقلب

خدایا شکرتقلب

دوسستتون داریم هوارتاماچ

فعلابای بای

 

 

 

 



موضوعات مرتبط: خودمونی

تاريخ : جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ | ۸:۱۱ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()