Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers وقایع مدرسه 1 - این نفس من بیده!!

سلام....

باز درگیری در درس و کتاب و مدرسه.... خسته نباشید داره از همین اول کاری.... خدا به داد باقی سال برسهنگران

هنوز به مهدیار اینا کتاب ندادن و ما درسها رو با اعمال شاقه پیش می بریم.... معلمشون از صفحات کتاب کپی می گیره و میده تا کار کنیم باهاشون....

اومده یه شب بهم دیکته گفته... از قصد غلط نوشتم تا تصیح کنه برام و کلمات براش یاد آوری بشه.... توی سه صفحه دیکته ( نامردی کرد و تلافی همه دیکته های کلاس اولشو در آورد و یه دیکته ی سه صفحه ای بهم گفتخنده).... 54 تا غلط داشتمنیشخند.... بعد تصحیح، برام نوشته بیشتر دقت کن مادر عزیزم ، نیاز به تلاشخنده

از طرف مدرسه یه نامه داده بودند که برای روز کودک.... اگه دوست دارید بادبادک درست کنید .... با مهدیار یه بادبادک درست کردیم... اما اشتباه بزرگم این بود که با مقوا درست کرده بودم و بعلت سنگین بودن بالا نرفته بودخجالت

عکس بادبادک کذایینیشخندزبان

با خوشحالی از مدرسه اومده و میگه: مامان از طرف مدرسه یه برگه مثل مال بابا بهم دادن و روش نوشته حقوق... فکر کنم می خوان تو مدرسه بهمون حقوق بدن!!!!

فیش حقوقی بچه امخنده

 اومده میگه: مامان میدونی تو مراسم صبحگاه  ما چی میگیم؟ گفتم نه. میگه ناظم میگه : عجلو نظام(خنده)... ما میگیم: الله.... بعد میگه : خبردار... ( با داد مخصوص برنامه های صبحگاه بخونید) ما میگیم:  یا مهدی، یا جانت، بیا بریم یه جایی !!! خنده مردم از خنده هر چی هم میگم: پسر جان باید بگی عجل علی ظهوره یا حسین... قبول نمی کنه و میگه نه تو تومدرسه ما نیستی خبر نداریخنده

فعلابای بای



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ | ۳:۱٧ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()