Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers مشق و نقاشی - این نفس من بیده!!

سلام....

مهدیار اوایل مدرسه رفتن سر نگاره نویسی کلی اشکمو در آورد تا فهمید و فهمیدم که چطور باید بنویسه.... این از اولین سر مشقاشه.....

بعد که به حروف رسیدن هم خطش بهتر شد و هم دستش سریعتر شد تو نوشتن....

تا اینکه در دام آدم دلشادی افتاد ( باباشخنده) که گفت پسرم چرا اینقدر ریز می نویسی!!!! اگه درشتتر بنویسی و خط فاصله هاتو گنده تر بزاری خطتت زودتر تموم میشهاز خود راضی ..... حالا داشته باشین بچه سوء استفاده گر رو... که یه جمله اش یه خط رو پر میکنه!!!!!!!!!!!!!! نتیجه آموزشهای بابای دلسوزش شده این دستخط.....کلافه

 

 

اما در مورد نقاشیش بگم که مهدیار از بچگی علاقه ای به نقاشی نداشت.... یعنی یادم نمیاد یه بار مداد و خودکار دستش بگیره و یه ربع ، نیم ساعتی مشغول خط خطی بشه.... یکی از دوستام برای تولد 3 سالگیش یه بسته مداد رنگی 24 رنگ و یه دفتر نقاشی آورد که هنوزم اونا رو داره!!!!!!!!!!!!

توی پیش دبستانی فقط یه نقاشی قایق یاد گرفت که ازش 2، 3 تا بیشتر نکشید.... یعنی هر چی روش کار کردم که علاقه ای درش بوجود بیاد... اصلا!!!!

تا اینکه نمی دونم چه اتفاقی براش افتاده که از اوایل امسال به شدت به نقاشی علاقه پیدا کرده.!!!!!!!!!!تعجب منظره ها میکشه در حد باب راسچشمک..... از خیابون و ترافیک و ساختمونهای چند طبقه بگیر.... تا پیک نیک رفتن با خانواده و حیوانات و گله داری و سیل و زلزله و.....

کار بجایی رسیده بود که شبها یه نقاشی میکشید و بعد می خوابید و صبحها هم  بعد از نقاشی کشیدن راه می افتاد میرفت مدرسه!!!! البته الان نرمال تر شدهخنده

یکی از قشنگترین نقاشیهاش که من خیلی دوستش دارم..... عکس زیره..... حرم امام رضا(ع)  رو کشیده که به مناسبت تولدش چراغونی شده..... پرسیدم این ادمه کیه رو گنبد وایستاده؟ میگه بچه اس.... حضرت علی اصغره...ببین  صورتش خورشید داره.... چون تولد امام رضاست اومده حرمش.....بغلقلبماچ

از پارسال محرم ارادت خاصی پیدا کرده نسبت به امام حسین.... مخصوصا به حضرت ابوالفضل و حضرت علی اصغرقلب

فعلابای بای

 

پ.ن:  قالب قبلیمو خیلی دوست داشتم.... ولی نمیدونم چش شده بود که میگفتن خرابه و دیده نمیشهناراحت.... اما برای خودم دیده میشد!!!... مجبور شدم عوضش کنمناراحت



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()