Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers شيطونياش!! - این نفس من بیده!!

توی خونه ما یه محدوده ۳۰ تا ۴۰ متری هست که مهدیار روروئک سواری میکنه ولی وقتی من نماز می خونم محدودش میشه همون یه متری که من اونجام... اینقده با روروئک جلو و عقب میره که من نمی فهمم چی می خونم. هزار بار با روروئکش انگشتای پامو له میکنه و تمام سجده هام هم جلوم وایستاده و انگار دارم به اون سجده می کنم (استغفرالله).همش هم دارم با دست یا پا هولش میدم بره کنار که من مهرمو پیدا کنم. خلاصه فقط مونده خدا بزنه توی سرم با این طرز نماز خوندن.

دلش میخواد ۲۴ ساعت کارامو ول کنم بشینم روبروش ادا در بیارم که اقا بخندن تا کاری میکنم یه جیغ همراه با غر میکشه که بیا منو بردار... مخصوصا مخصوصا که بشینم پای کامپیوتر... انگار این بدبخت هووشه.

یه سیم برق بی حفاظ یه گوشه خونست که تا چشم ازش برداریم خودشو رسونده اونجا و می کشدش.

موش شدنو تازه یادش دادیم.

هر وقت می خوام ازش عکس بگیرم اینجوری خم میشه تا منو از پشت دوربین ببینه!

احتمالا داره خدا رو برای داشتن همچین پدر و مادری شکر میکنه.

 به همه جا هم سرک می کشه.

توی وبلاگ مامان بهدونه یه مطلب راجع به عکس گذاشتن از  بچه ها و آسیب های اجتماعی و یه سری از این چیز میزا خوندم ... چون جفت مامانا از ما دورن اینجا رو راه انداختیم تا اونا دورادور شاهد بزرگ شدن مهدیارباشن ولی این حرفا دودلم کرده... نمی دونم اینجا رو ببندم؟ یا نه ادامه بدم بدون عکس؟ یا نه بیخیالی طی کنم و همین روال رو برم؟...خیلی دودلم...  



موضوعات مرتبط:

تاريخ : شنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٥ | ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()