Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers دايه عزيزتر از مادر !!! - این نفس من بیده!!

مهدیار شبها پیش ما میخوابه. اوایل رختخوابش جدا بود ولی خیلی اذیت میکرد تا اینکه توی یه کتاب خوندم اگه بچه توی رختخواب مادر بخوابه چون بدنش به مادرش می چسبه راحتتر  میخوابه... این روش رو امتحان کردیم و همین هم شد این یه خرس قطبی کوچولو تا صبح میخوابه و فقط برای شیر خوردن نق نق میکنه... بعضی شبا بین من و بابایی میخوابه بعضی مواقع یه طرف من ... شبایی که یه طرف من میخوابه راحتم چون فقط شیرش میدم و بعد دوباره خواب ولی امان از شبایی که بین ما بخوابه علاوه بر مهدیار ۲۰۰ بار هم بابایی منو بیدار میکنه. چرا؟؟ الان میگم:

تا صدای نق و نوق مهدیار میاد زودتر از من بیداره و میگه ثمان پاشو بچه بیدار شده (انگار که من متوجه نشدم).چون مهدیار دراز کشیده شیر میخوره منم برا اینکه خوابم نپره چشمامو می بندم یه هو می بینم دست بابایی اومده یا لحاف رو مهدیار میکشه،  یا دستشو میگیره، یا پاشو  پشتشو میماله ... مهدیار که نق نق کنه ممه بزارم دهنش زودی دوباره میخوابه ولی اگه دست بزنم بهش یا حرف بزنم خوابش میپره و شروع میکنه به بازی که با این کار بابایی سرحال میشه و دیگه خواب بی خواب. یه عادت دیگه هم داره اینه که موقع خواب و شیر خوردن غلت میزنه و دوباره برمیگرده شیر میخوره. اینقدر این کارو میکنه تا خوابش ببره شبا تا غلت میزنه بابایی ورش میداره، زیر سرشو درست میکنه، تکونش میده، این بیچاره هم که شیرش نصفه مونده شروع میکنه به گریه کردن.. بابایی تا صبح چن دفعه متکای خودشو میچرخونه که زیر سرشو درست کنه حالا ...میگه ثمان متکای مهدیار رو چرخوندی؟ ثمان مهدیار بیداره؟ ثمان شیر خورده؟ ثمان روشو ببند. ثمان چرا نق میزنه؟ ثمان چرا گریه میکنه؟ من   میگم آخه بابا جون صبر کن شیرش که تموم شد خودم همه این کارا رو میکنم تو بخواب میگه نه تو چشمات بسته بوده و خوابت برده من دیدم و حواسم به مهدیار بوده... من

ای خداااا من از دست این بابایی عزیز تر از مادر چیکار کنم؟... اونوقت میگه باور کن که تو رو بیشتر از مهدیار دوس دارم ... من



موضوعات مرتبط:

تاريخ : دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٥ | ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()