Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers دختر - این نفس من بیده!!

سلام

*حین صحبتهاش شنیدم که به ماهان ( پسر همسایه مون) میگه: تو چرا همش منو بوس می کنی؟؟؟؟ چرا اینقدر بوس میدی؟؟؟ مگه تو دختری؟؟؟متفکر

* یه روز بابایی عصبانی بوده و مثل اینکه بهش گفته: اگه آروم نشی با کمربند سیاهت میکنم.... حالا اومده و سه تا کمربند خودش دستشه و میگه: بابا... این سفیده... این زرده و این کرمی.... با کدوم بزنمت؟؟... یکم فکر کرد و گفت: با این سفیده میزنمت که سفید بشی.خنده ( منظور بابایی رو اینجور فهمیده که اگه با کمربند سیاه برنه سیاه میشه... همرنگ کمربندخنده)

* با ماهان یه سری سرباز ردیف کرده بودن و مثلا با تفنگ داشتن اونا رو می کشتن.... بعد میگه: ماهان.... سرباز خانوما رو نزن... اصلا هیچ خانومی رو نزن.... خانوما خوبن... خانوما تو چشماشون قلب دارن... خانوما ما رو بوس می کننخنده

*از دست ماهان عصبانی بود... داشت فریاد میزد... ماهان اینقدر اذیتم نکن... اینقدر اعصاب منو در نیار بیرونعصبانی

 

 

فعلابای بای



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ | ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()