Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers دلتنگی - این نفس من بیده!!

سلام....

این عکس رو خودم از حرم گرفتم!!!

جدیدا اینقدر زیارت امام رضا (ع) بهم می چسبه که حد نداره.... خیلی وقت بود این حالتها بهم دست نمی داد تو حرم... یعنی دقیقا از وقتی مهدیار دنیا اومده.... یا باید زود می رفتیم و زود بر می گشتیم که بچه خسته نشه... یا اگر اونجا می موندیم اینقدر اذیت می کرد و باید دنبالش می دویدیم که انگار نه انگار اومدیم حرم و زیارت....

ولی این دو سری آخر خیلی خیلی زیارت هایم بهم چسبیده.... دیشب دوباره هوس کزدم که تو حرم باشم، خیلی زود زود دلم براش تنگ میشه ناراحت.... به بابای مهدیار پیشنهاد دادم که بیاد و کارش اینجا رو ول کنه و دارو ندارمونو جمع کنیم، بریم مشهد... چقدر دلم میخواد برگردم مشهد.... چقدر دلم میخواد امام رضا (ع) دوران تبعیدمون رو تموم کنه و برمون گردونه.... خیلی نیاز دارم که تو تنهاییهام پیش خانوادم باشم.... باور کنید اینا رو که می نویسم اشکام داره می ریزه....

بابایی میگه همین جوری نمیشه رو هوا و بی گدار به آب زد... باید اگه قصد برگشت هم داشته باشیم ، برنامه ربزی کنیم.... چقدر دلم میخواد برگردم.... چقدر دلم میخواد موقع دلتنگیهام برم حرم.... چقدر دلم میخواد برگردم به آغوش خانوادم.... چقدر دلم میخواد.... چقدر دلم میخواد.... چقدر...گریه

خیلی احساساتی شدم... ببخشیدخجالت...

* یه سوال:

به نظرتون از الان باید پیش مهدیار حجاب بگیرم؟؟؟

هنوز ۴ سال و ٩ماهه است.... جدیدا فهمیدم روی رفتارام و لباسام بیش از حد دقت داره.... چی بپوشم... چطوری آرایش کنم... چطوری بنشینم.... چی استفاده کنم.... یا این رفتارها طبیعیه و من خیلی دارم وسواس یه خرج میدم؟؟؟

طبیعیه که بپرسه مامان داری خودتو واسه من خوشگل می کنی یا بابا؟؟؟ طبیعیه که بگه من این لباستو دوست ندارم اگه اون یکی رو بپوشی خوشگل بشی من با تو عاشق میشم؟؟؟

چقدر پسر داری سختهسبز... خوش به حال دختر دارهاااااااا!!!!!!!!!!!!

فعلابای بای

 



موضوعات مرتبط: خودمونی

تاريخ : یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ | ۱:۳۱ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()