Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers پسرک ما - این نفس من بیده!!

سلام.......

الحق که حلال زاده به داییش میره یول............

جدیدا دقت کردم و می بینم که مهدیار خیلی از خصوصیاتش داره شبیه داییش میشه.......

مثل داییش اصلا اهل ورزش و  بازیهای فرار کردنی نیست....

مثل داییش بازی با کامپیوتر و موبایل رو به همه چیز ترجیح میده...حتی حرف زدن با خانواده....

مثل داییش بی جیگره... یعنی یه ذره جیگر برای دعوا و یا دفاع از خود نداره.....

بابایی یه مدته داره با مهدیار تمرین مشت  می کنه و میگه محکم بزن... نترس... برو جلو... بابا پشتته..... ولی مهدیار بی جیگر ما کافیه یکی سرش داد بزنه...اونوقته که مثل ابر بهار میشینه و گریه می کنه....

نمونه اش امروز توی پارک... نشسته بود روی سرسره و پایین نمی اومد...یه پسر مدرسه ای داد زد خوب برو پایین دیگه.... مهدیار اومد پایین و مثل ابر اشک می ریخت... پسره طفلی اینقدر ترسیده بود و با نگرانی دوروبرشو نیگا می کرد که یه وقت ما نرسیم و دعواش کنیم.... خلاصه مهدیار اومد پیش ما و بابایی هر کاری کرد و هر چی گفت برو اون پسره رو مشت بزن من میام پشت سرت... برو جلو تا برات فلان و فلان رو بخرم.. زیر بار نرفت که نرفت و با چشم گریون از پارک برگشتیم....

البته بابایی دعوایی نیست ولی از بی جیگر بودن مهدیار حرص می خوره ... و درصدد که تا سنش رسید ببرتش ورزشهای رزمی یه خورده قلدر بشه بچه منتظر.....

 حرفای مهدیار:

* تا دعواش میکنم.... پشتشو بهم میکنه و میگه: دیگه بتو فکر نمی کنم... فقط به خودم فکر می کنم....خنده

* یا اگه ببینه کسی سیگار دستشه.... با داد میگه: این آقاهه  سیگار داره ... همگی باهاش قهر شید و خودشم پشتشو می کنه به طرف...

* یه شکلات دهنش بود و گفتم مهدیار نجوی  دندونات خراب میشه ها ... گفت: نگران نباش دارم نک میزنمش.....بغل

* همچنان سحر خیز...... عاشق خواب بعدازظهر..... ولی سر شب خوابیدنش رو ترک کرده و ١١ تا ١١.۵ می خوابه..... البته اگه ما زودتر  بخوابیم که همراه ما خوابیده.......

 

عجب ویروس مزخرفی اومده... مهدیار ١۴ روزه که مریضه... هی تب می کنه  و هی خنک میشه... سرفه های شدید... چشم قی کرده..... آب بینی سرازیر... خلاصه که بساطی دارم من... این وسط سرما خوردگی خودم و بابای مهدیار هم قوز بالا قوزهافسوس

فعلابای بای



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()