Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers پسرک شاد - این نفس من بیده!!

سلام دوستای گلم........

چند روزی هست که شارژ ای دی اس المون قطع شده و چون سه ماهه باید شارژ شه و ما تا دو هفته دیگه باید اسباب کشی کنیم.....  در نتیجه اینترنت ندارم و الان هم اگه به ساعت آپ کردنم توجه کنید... میبینید که از شارژ شبانه استفاده میکنم...... اینا رو گفتم که نیومدنم  به خونه های پر مهرتون رو دلیل بی معرفتیم نزارین........... ایشالا کارام روی برنامه بیفته باز مهمونتون میشم.

همه چی هم یه جورایی به هم ریخته شده... هفته ای دو روز دانشگاه برای تربیت بدنی... هر هفته دوشنبه ها امتحان.... کلاس قرآن پسر خان....

از مهدیار بگم که شکر خدا خیلی خوب با کلاسش داره جور میشه.... اول که می خوام حاضرش کنم بره طرف کلاسش میگه بسه دیگه چقد کلاس برم... خانوم میگه دیگه رنگاتون تموم شده ( رنگ کردن) کلاسمون هم تموم شده من نمیام..... ولی به در فرهنگسرا نرسیده با ذوق و شوق میدوه طرف کلاسش..... و آخرشم هر چی میگم مهدیار بیا بریم میگه من یکم دیگه بازی کنم بعدش میامخنده..........

فعلا 4 جلسه است که رفته و سوره های ناس و اخلاص رو خوب می خونه وفلق رو نصفه یاد گرفته.... معلمشون ازش راضیه و میگه با اینکه کوچیکترین بچه کلاسه ولی خوب داره پا به پای بچه های دیگه میاد.....

کلاسشون هم این طوریه که توی یه ساعت و نیمی که اونجان.... خوندن قرآن دارن به همراه رنگ آمیزی و بازی و شعر و خوردن تغذیه......... همین که کلاس تموم میشه و با شوق داد میزنه که من میخوام بازم بازی کنم یعنی که خیلی بهش خوش می گذره و خدا رو شکر میکنم.... تا خونه هم میدوه و با هیجان برام حرف میزنه....

 

از خونه هم بگم که هنوز یک ماهی وقت داشتیم که یکی از دوستام زنگ زد و گفت عمه ام خونشو پارسال ساخته و امسال میخواد بفروشش و کسی که خریده اجاره میده میخواین بیاین ببینین؟؟؟ ما هم که کلا قصد داشتیم از این محله بریم یه جایی نزدیک تر به اداره همسری ... گفتیم قصد اجاره کردن که نداریم ولی دیدنش ضرر نداره.... خلاصه رفتن همانا و عاشق اون خونه شدن هماناخنده.......... نه من و نه همسری نتونستیم ازش چشم برداریم و با اینکه نسبت به قیمت محله زیاد می گفت ولی قولنامه اش کردیم.....  کار خدا بود دیگه ما اصلا قصد موندن توی این محله رو نداشتیم.... ولی بدون گشتن خونه خیلی خوبی پیدا کردیم...بدون در به در شدن و از این بنگاه به اون بنگاه رفتن...... خدایا شکرتماچ

کلی مطلب از حرفای جدید مهدیار دارم که بمونه ایشالا واسه پست بعدی.... همتونو دوس داریمقلب

فعلابای بای



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸ | ٥:٠۱ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()