Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers برگشتانه - این نفس من بیده!!

سلام....

ما یک برگشتیم... ولی چون اینترنتم شارژ نداشت خبری ازم نبود..... شکر خدا همه چی خوب بود غیر از هوا که حسابی یخ کردیم اونجا.... همتونو هم طبق معمول دعا کردم....

مهدیار هم حالش خوبه و یه لحظه آروم  و قرار نداره... حسابی بچه پررو شده... یه حرفایی میزنه که می مونم توش.... دیروز برگشته به باباش میگه اینجا خونه منه تو برو بیرون...اصلا برو اداره ات دیگه نیاتعجب.... بیچاره بابایی که فکر می کرد این بچه ١٢ روزه ندیدش چقدر الان براش پر پر می زنهناراحت...

مهدیار یه عادت داره با هر کسی که کشتی می گیره وسط کار بلند میشه و میگه: مامان بفرمایید حالا نوبت شماست.... ضایع ترین تعارفش کشتی با عمو بزرگه اش بود که اصرار داشت من هم برم و با عموش کشتی بگیرمخنده

چون بابایی سفر نیومده بود باهامون یهو هوس شمال و دریا به سرش زد و دو روزی رو هم رفتیم کنار دریا.... عکسها و ماجرای راه برگشتمون بمونه واسه پست بعدی...

فعلابای بای



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸ | ٦:٠٢ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()