Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers چند جنبه از مهدیار - این نفس من بیده!!

سلام....

مهدیار یه مدت فحش خیلی بد می داد ( پدر...)، هر کاری کردم  درست نشد به روی خودم نیاوردم... دعواش کردم... قهر کردم... اخم کردم.... نشد که نشد...تا اینکه در همین اثناء دماغش کیپ شد و مجبور شدم قطره بینی براش استفاده کنم... یه دفعه تا می خواستم قطره بریزم توی بینی اش همزمان هم فحش داد و بعد فکر کرد که به خاطر فحشش من قطره ریختم توی بینیش.... این بود که از قطرهه ترسید و تا فحشه رو تکرار می کرد سریع می گفت: ببخشید قطره نریزی دماغ هااا.... یکی دو بار هم برای ترسوندنش قطره رو آوردم و نشونش دادم... این بود که دیگه فحشه تکرار شهاز خود راضی....

البته الان یه مواقعی میاد و میگه: مامان پدر... بده بگم پدر صلواتی نه؟؟؟.... یا میگه: پدر سسس... که تا نیگاش کنیم، میگه: خوب پدر صلواتی دیگه... یعنی هر جوری هست یه یادآوری برای خودش می کنه... ولی خیلی جرات نداره تکرارش کنه...متفکر

 

یه مدته شدید گیر داده به آدامس... خیلی بده ولی نمی دونم باید چطوری از سرش بندازم.... اوایل آدامس رو قورت می داد ولی الان به در و دیوار می چسبونه... تو آخرین اقدامش به موهاش و کتاب من چسبونده بود که مجبور شدم موهاشو قیچی کنم... هر کسی هم زنگ می زنه خونمون ...اول میگه: سلام یه آداس منو میدی....خنده

حالا جالب اینجاست که میاد میگه: مامان... نیگا آداس چسبوسمکلافه

 

ولی با همه کارای بدش ...یه سری حرفای خوشگل میزنه... مثلا میگه: با اجازه تون، سلام برسونین، بزرگیتون، بفرمایید تو تو رو خدا، یه لحظه لطفا ...قلب

 

داره آموزش رنگها رو یاد می گیره ... ولی توی رنگ سبز مشکل داره...

همین طور دست چپ  و راستش رو هم می شناسه....

آموزش خوندنش هم با موفقیت در حال ادامه استتشویق

 

فعلاماچبای بای



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()