Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers مهدیار 31 ماهه - این نفس من بیده!!

سلام....

مریضی مهدیار آنچنان سخت شد که حد نداشت...دو هفته کامل.... سرفه های شدید ...اب ریزش شدید بینی.... بی حالی زیاد.... خیلی انتی بیوتیکهای قوی هم مصرف میکرد ولی هیچ اثری نداشت....دو تا هم پنی سیلین زده بود  اما انگار نه انگار.... چهار بار دکتر بردیمش که آخرین بار گفتن داروهاشو قویتر میکنیم و اگر به اینها هم جواب نده مجبورید بیمارستان بستریش کنید تا از طریق رگ دارو بهش تزریق بشه چون از طریق دهان داره مقاومت نشون میده..... خلاصه که مردیم و زنده شدیم تا این بچه خوب شد.... هر کی میبیندش سریع میگه چقدر لاغر شده.... نکه تا الان چاق بودهخنده بایدم لاغریش اینقدر تو ذوق بزنهخنده...... ولی خدا رو شکر الان حالش خوبه و دوباره  شر بازیشو از سر گرفته....

اینقدر بامزه بعضی کلمات رو میگه....مثلا....

به لُپ میگه: بوس....  به زبون میگه:لیس... به بدمزه میگه: کثیفه(مثلا نوشابه و دلستر رو میگه کثیفه میخوام).... به غذاهای آبکی میگه:دوس داری ( یه بار سوپ درست کردم و مزه اش رو چشیدم اومد گفت به منم بده... تا خورد گفت: به به، گفتم: دوس داری؟... حالا از اون موقع اسم این جور غذاها شده دوس داری)....به بنویسم میگه: بی بیس کنم...... یه موقهایی برامون جک میگه و ما میخندیم... اونم فکر میکنه که هر کی بخنده داره جک تعریف میکنه... رو همین حساب به هر کسی که میخنده میگه: بر چی جک میکنین؟... لبخند

دقت کردم دیدم حافظه دیداری مهدیار قویه( شایدم به نظر من اینجوریه{قربون دست و پای بلوری بچمنیشخند}) .... یعنی یه چیز رو یه بار ببینه یادش میمونه و در طولانی مدت اسمش رو میگه... رو همین حساب شروع کردم به آموزش خوندن واسه مهدیار ... که تا الان خوب جواب داده.... و کلمه های

مهدیار، ثمانه، مامان، بابا، طاهری، حجت، اصغر،  صدیق، حسین، زهرا، آب، نون، ماست، کره، دنت، صحت، ایرانسل، دعوت، تاژ، کانون فرهنگی آموزش، قلم چی، مامانجون، سمیه،  رو حفظ کرده و هر جا بنویسیم برامون میخونه....تشویق

 فعلابای بایقلب



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ | ٧:۱٧ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()