Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers کلی عکس - این نفس من بیده!!

جای همتون خالی چند شب پیش همسایه جان برامون شله زرد  آورد،  چون آقای پدر نبود گفتم صبر کنم بیاد با هم بخوریم..... ولی نمی دونید چه بویی توی تموم خونه پیچبده بود . گفتم یکی دو قاشق میخورم بقیه اش رو صبر می کنم.... ولی مگه شد هی رد شدم و یه قاشق، هی رد شدم و یه قاشق خوردم، تا اینکه به خودم اومدم که ای دل غافل هیچی برا آقای پدر نمونده غیر از یک یا یک و نیم قاشق ...دیگه اصلا صلاح نبود بزارم همونم بمونه کلک اونم کندم و مجبور شدم ظرفشون رو خیلی تند شستم  و بردم دادم.....وقتی آقای پدر اومد شتر دیدی ندیدی شدم.... ولی خیلی خوشمزه بودا       میگم اگه از اول نشسته بودم مثل بچه آدم همشو می خوردم و یا سهم آقای پدر رو جدا می کردم بیشتر به جونم می چسبید نه؟؟؟؟    بعد میگم این بچه به کی رفته اینقدر شکمویه... شما می دونید......

این پستونک هم شده آدامس بعد از غذای مهدیار جونی بعد از شیر حتما باید بزارم دهنش چهار پنج تا مک بزنه بعد ولش کنه...ولی تقریبا داره از پستونک زده میشه نسبط(یا نصبت با نصبط یا نسبت دیکته اشو یادم نمی یاد) ولی فکر کنم نسبت درستر باشه؟   اهان داشتم میگفتم نسبت به قبل کمتر بهش علاقه داره .

راستی گل پسرم بلد شده هر دو تا پاشو با دستاش میگیره قربونش برم ..دیگه موقع لاستیکی عوض کردن خودش پاهاشو بلند میکنه و من لاستیکی رو زیرش میزارم ..کمکم داره همه ی کارهای لاستیکی شو یاد می گیره فقط بتونم گره زدن رو هم بهش یاد بدم دیگه هر دو مون راحتیم اون وقت تا هر وقت دلش خواست می تونه جیشش رو نگه مگه نه؟//

بادم رفت بگم که دالی بازی رو میفهمه و جدیدا هم وقتی دستت رو زود از روی صورت بر نداری خودش بر میداره و می خنده...

روز دوشنبه امتحان دارم خیلی می ترسم برام دعا کنید ممنونتونم....

این عکسش یوخده تاره

این عکس مال چند ماه پیشه ولی خیلی دوستش دارم بعد از خوردن یه شکم سیر یه بادگلو گنده

خواب

این عکس هم به افتخار عمه معصومه ...عمه معصوم جون با یه تاخیر گنده تولدت مبارک ۱۰۰۰ تا دوستت داریم.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : جمعه ۳ آذر ۱۳۸٥ | ۸:٤٢ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()