Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers manopesari - این نفس من بیده!!

سلام....

با کلی تاخیر و عذرخواهی بابت تاخیرمخجالت. سال نو رو به هم تبریک میگم.... انشلا سال خوبی رو پیش رو داشته باشیم...

از نبودنم بگم که اولا خواهرکوچیکم پسر دار شد و من دوباره خاله شدم بغل.... یه پسر ماه و مظلوم و تپل مثل مهدیار 

 

 

 

برای عید یه سفر 7 روزه طبق معمول مشهد بودیم...

و از همه مهمترش که واسه خودم مهمه!!!! اینه که من شروع کردم به یادگیری بافتنی از خود راضی.... حودم خیلی ذوق میکنم نیشخند....

یه شلوار پیش سینه دار و کت و کلاه و پاپوش برای جوجوی تازه از راه رسیده امون بافتم. (آقا پاشای قند عسل ماچ)... یه پلیور  و یه شال و کلاه هم برای اقا مهدیار جیگر مامانش قلب....

 

 

فعلا  بای بای

 

 

 



موضوعات مرتبط: خودمونی

تاريخ : پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()

سلام...

یه هفته ای هست که درگیر تزیینات برای کلاس مهدیار اینا هستیم.... یه مسابقه هم توی مدرسه اشون ترتیب دادن بین کلاسها.... یه برد و یه میز باید از هر کلاس تزیین بشه... خلاصه که بساطی درست کردیم واسه خودموننیشخند

اینا هنرهای منه.... که البته الگوش از اینترنت کش رفته شدهچشمک

 

یه نمایش هم دارن که ساخت ماسکهای نقش پیرزن و دختر بچه به عهده من بود ... نقش پیرزن رو باید مهدیار بازی کنهبغل

چهارتا روزنامه دیواری هم باید درست میکردیم که یکیش افتاد گردن من

کاریکاتورهاش ( که اینا هم طرحش دزدیهنیشخند)

این هم نمایی از میز

و این هم عکس برد

 از تزیینات کلاس یادم رفته عکس بگیرم.... اگه وقت شد بعدا از اون هم عکس میگیرم و میزارم

فعلابای بای



موضوعات مرتبط: خودمونی

تاريخ : چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٢ | ٦:۳٠ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()

سلام

این پست خیلی درهم برهمهنیشخند

اول از همه سه بهمن تولد مامان ثمانه بودچشمک

عکس میز شب یلدای مدرسه

هندونه، آدم برفی روی تخته، طرح آدم برفی کوچولوهایی که یادگاری به بچه ها دادن، و تزیینات آجیلها با من بودخنثی

 

مهدیار و گروهش و معلم عزیزشون سرکار خانم منتصر.... معلمشون بچه ها رو توی کلاس گروه بندی کرده و کارهای کلاسی رو گروهی انجام میدن

با وجودی که اول سال به معلمشون گفتم نمیخوام نماینده مادرها باشم و خیلی مدرسه بیام.... ولی نشد و معلمشون اولین چیزی که درباره کارهای فوق برنامه به ذهنش میرسه، اول زنگ میزنه و با من مطرح میکنه!!! کلافهاحتمال میدم بین معلم و نماینده مادرای کلاس  شکرابهابله

حالا هم که تهیه روزنامه دیواری، تزیین کلاس و برگزاری نمایشگاه از کارهای کلاسی بچه ها برای ایام دهه فجر گریه خدا صبرم بده کلافه

 

فعلابای بای



موضوعات مرتبط: خودمونی

تاريخ : جمعه ٤ بهمن ۱۳٩٢ | ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()

سلام...

سلام خدمت دوستای گلم... خوبید؟ خوشید؟... یه مدته که نتونستم اینجا بیایم... از دست این نرم افزارهای جدید (مامان ثمانه ی از این جور چیزها ندیده نیشخند)... ما هم خوبیم شکر خدا و مشغول درس و مشق این بچه...

توی تمام روز بچه خوب و آروم و دوست داشتنی ایه بغلولی وای به ساعات انجام تکالیف کلافه... دیگه اسمشم تنم رو به لرزه میندازه گریه... ولی برام جالبه که یه درد مشترکه بین همه مامانایی که بچه این سنی دارن... با هر کی حرف زدم یا وبش رو خوندم از انجام ندادن تکالیف یا انجام دادن با سرعت لاک پشت بچه نالیدهنگران... خدا به داد برسه تا اینا درسشون تموم  بشه!!!! با این حرص خوردنها، فگر نکنم زنده بمونم و فارغ التحصیلیش رو ببینم خنده

کلی اتفاق تو این مدت افتاده که کم کم میام و اینجا مینویسم....

آزمونهای دوره ای مهدیار، کارنامه اش، جشن شب یلدای مدرسه، مهمون داریام، مریضیا و خیلی چیزهای دیگه ( چقدر که همشونم مهم اندخنده... و صد البته تاریخ انقضای گذشتهنیشخند)

دوستتون داریم هوارتاقلب

فعلا بای بای

 

 



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : شنبه ٢۸ دی ۱۳٩٢ | ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()

سلام...

خوبید؟ خوشید؟ اوضاع رو به راهه؟

امسال معلوم نیست چطوریه که اینقدر زود روزها می گذره!!! برای شما ها هم همینجوره؟؟؟ خلاصه ای از این زمان غیبتمون رو بگم و برمنیشخند

* یه روز رفتیم باغ وحش تهران... خیلی بهتر از 6 ماه پیش که رفته بودم شده.... قشنگ ترینش اینه که اون همه میله و سیم و حفاظ که نمیزاشت اصلا حیوونها رو ببینیم برداشتن و بجاش شیشه گذاشتن... به قول خودشون باغ وحش شیشه ای.... خیلی عالی بود انگار به حیوونها نزدیکی.... مخصوصا خرس و فیل ( که تازه آوردن) ... که بین اونا با جمعیت یه فاصله است و حتی شیشه هم نداره!!!

 

* مدیر مدرسه مهدیار اینا معتقده که از همین پایه های اول باید برای بچه ها سخت گرفت وگرنه به درس خوندن توی پایه های بالا عادت نمی کنن!!!! با درستی یا غلطی حرف ایشون بحثی ندارم.... اومدن مدرسه رو برای آمادگی بیشتر بچه ها تو یه سری آزمونهای سراسری کشوری ثبت نام کردن که قراره از بچه ها آزمون ارزشیابی بگیرن... قبلش هم ما رو دعوت کردن مدرسه و کلی هم توضیح دادن برامون!!!

حالا داشته باشید بچه منو شب قبل از آزمون و کلی اضطراب و دلهره خنده

من مرده انگیزه و علاقه این بچه به درسم!!!!کلافه نتایجش که اومد مهدیار از بین 4855 نفر شرکت کننده نفر 1900 شده!!!! من خیلی ناراحت و بابایی خیلی خوشحال!!! میگم آخه خوشحالی داره؟ میگه به این جنبه اش فکر کن که مهدیار تو نصفه بالای بچه هاست!!!!!!!!!!!!!!!!!یول

 

* مدل جدید خواب مهدیاریخندهماچ

 

* وقتی قراره مسئول مراقبت از سه تا پسر بچه شر و شلوغ 8 ساله باشم.... نتیجش میشه ایناز خود راضیعینکزبان

 

* امسال یک دفعه و یک روزه قصد کردیم تاسوعا و عاشورا رو مشهد و حرم باشیم.... نمیدونید چطور فراهم شد و ما این روزای عزیز رو بعد 10 سال دوباره مشهد بودیمقلب نایب الزیاره همه هم بودم

 

فعلابای بای



موضوعات مرتبط: کودکانه

تاريخ : جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ | نويسنده : ثمانه | نظرات ()